کمی با شهدا

کمی با شهدا

بسم رب الشهدا

 

شهیدان هشت سال خون و حماسه و ایثار ،ندای حسین زمان را لبیک گفتند و با آغوش باز خود را به خدای خویش سپردند.آیا اینک مارا توان چنین کاری هست؟

آیاما خاکستر نشینان دنیا زده توان بریدن از زرق و برق این جهان را داریم؟ واگر نه چرا از فیض شهدایمان بهره ای نبریم؟ مگر آنان اسوه کمال گرايی و حق طلبی نیستند؟

شهدا را شمع محفل بشریت دانسته اند ؛ اکنون در ظلمات دنیا طلبی از نور باطن شهدا بهره می بریم و خد را به جویبار زلال بندگی خداوند بسپاریم. ای شهیدان خدایی ، در این کویر ظلمت زده ما را تنها مگذارید.

دست مارا بگرید تا به احسن صراط رهنمون شویم.

وآنان که پیوستند ، رستگار شدند و آنان که بر حماقت ابو جهل گونه ی خود اصرار داشتند؛ وجعلنا جهنم للکافرین حصیرا!

باشد که خدای شهیدان و هر چه هست و نیست یاریمان نماید که در کلام الله فرمود: یخرجونهم من الظلمات الی النور

ای شهیدان ، از عرش فرود آیید تا با هم سفری داشته  باشیم به دنیای زیبای خاطره ها ، به حرمت همرزمان  همسنگران دیروز خود ، لحظه ای را در کنار ما باشید . بیایید با هم به سرزمین یاد ها برویم و یادی از گذشته ها کنیم.

روزگاری که کافران و ملحدان ، لحظه ای از بیم حمله رعداسای ما آسایش و آرامش نداشتند. در آن روز ها ما در اوج قله عزت و افتخار ، درس استقامت و مردانگی به مظلومین جهان می دادیم و برای حفظ دین خود ، تمامی دنیای ظالمین را نشانه گرفته و یک تنه به ستیز شرک و نفاق رفته بودیم . روزهایی که فاصله ما تا شهادت از تار مویی کمتر بود و به امید رسیدن به آن و اتصال به رحمت خداوندی ، گوی سبقت از یکدیگر می ربودیم و همیشه در انتظار دیدار عزیز زهرا (س) با پیراهن بسیج و جسم خونین بودیم .

بیایید با هم یادی کنیم از لحظات وداع یاران

یادی از خون نامه ها و عملیات ها ، یادی از تفنگهامان ، از کوله پشتی ، بند حمایل ، جیره جنگی و سربند های سبز و سرخ. یادی از درد و دل ها ، خال هندی ، سیمینوف ها ، چهچه تیر بار ها ، یاد آهنگ دوشگا ، خمپاره ۶۰ بی صدا ، نعره خمپاره ۱۲۰ ، ترنم مینی کاتیوشا.

یادی از خاکریزها و کانال های پیج در پیچ ، سنگر های کوتاه ، نماز های نشسته ، اتوبوس های گل آلود ، یاد قول های شفاعت ، صیغه های اخوت – یادی از چادر های خاک گرفته ، رزم های شبانه ، نمازهای جماعت ، زیارت عاشورا، مناجات شعبانیه ، کمیل ها و توسل ها ، عزاداری های بی ریا و خالصانه ، واقعه خواندن ها. دعای سفره ، ندبه ها که چگونه به بسیجی ها عشق می ورزید و خاک پوتین آنها را توتیای چشم خود می دانست .

یادی از کرخه ، یاد فکه ، حاج عمران ، سومار ، یادی از خرمشهر ، شلمچه و آبادان ، یادی از فاو ، مهران ، گیلان غرب ، یادی از پادگان حمید ، جزیره مجنون ، هویزه. یادی از ماووت ، حلبچه ، شاخ شمیران و …

و بالاخره یاد شما شهیدان در خون خفته که تنها مونس ما در این دنیای فانی است . یاد شمایی که به قله نور و هدایت و کاروان فلاح و رستگاری پیوستید و ما را با حسرتی روز افزون ، بر جای گذاشتید تابمانیم و از اینکه بر جای مانده ایم از قافله عشق ، سرشت از دیدگان بیفشانیم. شما که هر کدام چونان چراغ هدایت ، هدایت گر جمعی از یاران خود بودید. یاد شما که هر کدامتان اسوه ای برای دیگران بودید .

آری یاد شما همیشه زنده خواهد ماند و خون شهدا پیروزی اسلام را تضمین خواهد کرد .آرام بخوابید ای شهیدان ، آرام بخوابید و در کنار مولای خود خمینی (ره) متنعم باشید . ما بیداریم و با پیمودن راه شما ، مولایمان خامنه ای را یاری خواهیم کرد.

درباره نویسنده