هیئتی بودن یا حسینی بودن؟

هیئتی بودن یا حسینی بودن؟

بسم رب الحسین

 

آیت الله بهجت فرمودند:حسینی بودن مهم است نه هیئتی بودن.

برای هیئتی بودن کافیست که ته ریش بگذارید و پیرهن هیئتی بپوشید و از این هیئت به آن هیئت بروید. اما مهم این است که اخلاقمان حسینی باشد ؛ معرفت حسینی داشته باشیم ، غیرت حسینی درونمون باشد.

هیئت عزاداری به خودی خود، جای هیچ ایرادی ندارد، در واقع هیچ ایرادی به هیئت وارد نیست! اما وقتی که اسماً هیئتی میشویم و اصل را از محوریت کمی دور میکنیم، کار ایراد پیدا میکند.

میدانیم که بهترین ها همان هایی هستند که هیئتی اند!

شاید هیئت رفتن حاشیه هایی را ایجاد کند، اما آن محبوبی که با دست خودش ما را به هیئت کشانده، بزرگ تر از آن نیست که حاشیه ها را قلم بگیرد و اصل را ببیند؟ آن دلبری که عشقش را روز ازل در گل ما سرشته، رئوف تر از آن نیست که لغزش های ما را بخشیده و خریدار عزاداری های ما باشد؟

با این‌که پیوند مردم و ائمه(ع) از جنس محبت و لطف است ؛ اما آن‌قدر پیچیده است که نمی‌توان با صراحت از علت حضور مردم در هیئت ها حرف زد. شناخت دین خدا، نشان دادن عشق و ارادت به ائمه، احساس وظیفه یا حتی ادای نذر و طلب حاجت و… هر دلیلی که برای این کار وجود داشته باشد از یک حقیقت ثابت نشأت می‌گیرد. حقیقتی که مردم را به هیئت‌ها می‌کشاند.

عده‌ای از جوانان را مفتخر به خادمی هیئت می‌کند؛ و مدال پیرغلامی را به سینه پیرترها می‌چسباند. تلاش برای مثل خوب‌ها زندگی کردن و اصلا خوب شدن و خوب ماندن را هر بچه‌ مسلمانی می‌تواند انجام دهد. اما بچه‌ هیئتی بیشتر از بقیه دم خور خوب‌ها می‌شود و از آن مهم‌تر خودش را خادم خوب‌هایی که به هیئت می‌آیند، می‌داند. خیلی بیشتر از هرکسی دیگر باید حواسش به این تلاش باشد. کم کردن از وقت استراحت و حتی مایه گذاشتن از زندگی برای تشکیل و راه‌اندازی هیئتی که می‌خواهد در خدمت خاندان رسول خدا (ص) باشد.

ان شاء الله معنای واقعی هیئتی بودن را حفظ کنیم و با کنار گذاشتن حاشیه ها اصل را بهتر درک کنیم.
هیئتی بودن حسینی بودن است به شرط آنکه معنای واقعی هیئت را فراموش نکنیم …
تقدیم به آنکه حسینی بودنمان را مدیونش هستیم.

درباره نویسنده