زندگی نامه شهید چمران

زندگی نامه شهید چمران

دوره تحصیلات:

شهید چمران در ۱۵خرداد سال ۱۳۱۱ در محله سرپولک تهران چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه انتصاریه و دوران متوسطه را در دبیرستان دارالفنون و البرز گذراند.

در دانشکده فنی تهران مشغول به تحصیل شد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ التحصیل شد و در همان دانشکده یک سال تدریس کرد.

او با بورسیه تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا رفت. در آنجا تحصیلات فوق لیسانس خود را در دانشگاه تگزاس گذراند(۱۳۳۷).

مصطفی پس از تحقیقات علمی در بین دانشمندان معروف دنیا در دانشگاه برکلی در ایالت کالیفرنیا موفق به گرفتن دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد(۱۳۴۰).

شهید چمران در رشته فیزیک پلاسما عنوان مرد دوم سال را کسب کرد.

او درهمان سال در موسسه تحقیقاتی بل شروع به کار کرد.در سال ۱۳۴۱ برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را تشکیل داد.

دوره مبارزات:

پس از قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ به خاطر حمایت از امام خمینی (ره) به مصر رفت و دو سال در سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های نامنظم دوره دید(۱۳۴۶).

مصطفی دوباره به آمریکا رفت و فعالیت های علمی و مبارزاتی خود را ادامه داد(۱۳۴۸). برای تعلیم سربازان و رزمندگان به لبنان سفر کرد و در آنجا پایگاه چریکی مستقلی ایجاد کرد(۱۳۴۹).

در سال۱۳۵۲ با امام موسی صدر در تشکیل سازمان امل همراه شد و جناح نظامی آن را به دست گرفت.

در سال ۱۳۵۷ وقتی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد اولین گروه های پاسداران انقلاب را تربیت کرد و در سال۱۳۵۸ از طرف امام خمینی منتصب به وزارت دفاع گشت.

در همان سال به کمک شهید علی اصغر وصالی و نیروهایش شهر پاوه را از ضد انقلاب پاکسازی کرد.

شهید چمران در سال ۱۳۵۹ به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس انتخاب می شود. در دی ماه همان سال در جبهه ی سوسنگرد حضور پیدا میکند و از ناحیهی پای چپ آسیب می بیند.

او به دیدار امام خمینی(ره) رفت و پیشنهادها و مختصری از عملیات ها را برایشان تعریف کرد.

شهادت:

در نهایت در ۳۱خرداد سال ۱۳۶۰ این دانشمند عارف و هنرمند و خداجو و محبوب و با صفا و خستگی ناپذیر بر اثر اصابت ترکش خمپاره شربت شهادت را نوشید و به محبوب خود رسید.

متن زیر قسمتی از آخرین یادداشت این بزرگ مرد لحظاتی قبل از شهادت است:

اى پاهاى من سریع وتوانا باشید، اى دست هاى من قوى ودقیق باشید، اى چشمان من تیزبین و هوشیار باشید

اى قلب من، این لحظات آخرین را تحمل كن، اى نفس، مرا ضعیف و ذلیل مگذار، چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش.

به شما قول مى دهم كه چند لحظه دیگر همه شما در استراحتى عمیق وابدى آرامش خود را براى همیشه بیابید و تلافى این عمر خسته كننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت كنید.

چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید، آرامشى ابدى. دیگر شما را زحمت نخواهم داد. دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم كرد.

دیگر فشار عالم و شكنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم كرد. دیگر به شما بى خوابى نخواهم داد و شما دیگر از خستگى فریاد نخواهید كرد.

از درد و شكنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگى و گرما و سرما شكوه نخواهید كرد. و براى همیشه در بستر نرم خاك، آرام و آسوده خواهید بود.

اما این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگى و عالم، لحظات لقاى پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

 

درباره نویسنده